مرتضى مطهرى
272
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> - يعنى شما هيچ جور تصرفى براى ذهن قائل نيستيد ؟ استاد : تصرف در حد اينكه تصورى را كه از يك جا گرفته است ببرد به جاى ديگر ، قائل هستيم اما اينكه تصورى را ابتدا به ساكن خلق بكند ، نه . - يعنى ايجاد نمىتواند بكند . اين خاصيت ذهن است . هر چه به او خوراك بدهى او براى شما حسابهايى مىكند . كه شما خودت اصلا نمىتوانستى بكنى . استاد : آخر كانت و امثال وى كه چنين مىگويند تعبيرهايشان اشكال دارد ، هر دو تعبيرشان اشكال دارد . - كانت نه ؛ آمپريستها و تجربى مذهبها مثلا هيوم و بار كلى مىگويند كه يك واقعيتى هست . استاد : من قبول دارم كه مىگويند ، ولى حرف اين است كه بنابر مسلك خودشان همين مطلب نفى مىشود . حتى اين مسأله كه مىگويند « واقعيت براى خود » و « واقعيت براى ما » كه مىخواهند بگويند اين « واقعيت براى ما » همان واقعيت است ولى براى ما به اين شكل است ، از كجا معلوم است كه « واقعيت براى ما » باشد ؟ اين چيزى براى ما هست كه آن غير از واقعيت است ؛ چرا اسمش را « واقعيت براى ما » بگذاريم ؟ از كجا اين حرف را مىزنند ؟ شما ايندو را نمىتوانيد بگوييد . - بله ، ولى جوابش را ماركسيستها دادهاند . ماركسيستها مىگويند واقعيت آنى است كه براى ماست . اصلا خارج از ما واقعيتى نمىشود تصور كرد . يك واقعيتى در نفس الامر هست و اين همان است كه ما مىبينيم . واقعيت همين است كه ما مىبينيم . - اين همان ايده آليسمى است كه از آن فرار مىكنند . - اين رئاليسم است . اين اصل رئاليسم است . مىگويند واقعيت همان چيزى است كه ما مىبينيم . خارج از اين كه ما مىبينيم چيزى نيست . همين است كه هست . ما عالم را آنچنان كه هست مىبينيم . - آنها به وجود ماده قائل هستند ؛ ماده را كه ما درك نمىكنيم . - ما چطور ماده را درك نمىكنيم ؟ همين چيزى كه ما مىبينيم ماده است ؛ [ اگر ماده نيست ] پس چيست ؟ - نه ؛ آنها ماده را اصل قرار مىدهند و اصلا ماترياليسم يعنى اينكه اصالت براى يك چيز باشد و همه چيز حتى روح و فكر و امثال اينها فرع بر آن باشد . پس آن بايد يك چيزى باشد كه وراى همهء آنها باشد . استاد : نظريهء ماركسيستها كه اصلا هيچ مشكلى را حل نمىكند . نظريهء ماركسيستها اين است كه فقط خيال كردهاند اگر رابطهء عليت - آن هم تأثير متقابل - ميان ذهن و خارج برقرار شد اين مىشود « ادراك » ، در صورتى كه اين با ادراك درست در نمىآيد . اگر صرفا رابطهء عليت و معلوليت - همان علت و معلول مادى - بخواهد باشد هيچ وقت نمىتواند يك معلول از آن جهت كه معلول است دليل باشد بر اينكه بتواند علت خودش را درك بكند . - بله ، آنها به رابطهء عليت و معلوليت تمسك مىكنند . استاد : اصلا واقعيت علم اين است كه عين كاشفيت است ، نه اينكه چيزى است كه واقعيت را كشف مىكند ؛ چيزى است كه عين كشف است . - اين در حقيقت رئاليسم افراطى است ؛ يعنى عالم خارج حتى عين خودش ، عين ماهيت عالم خارج در ذهن مىآيد .